بالمآل صحبت ايشان منتهى شد به معنى لفظ : « فارقليطا » در سريانى « پيركلوطوس » در يونانى كه يوحنّا صاحب انجيل چهارم ، آمدن او را در باب 14 و 15 و 16 از جانب عيسى عليه السلام نقل نموده است كه آن جناب فرمودند : بعد از من « فارقليطا » خواهد آمد .
متن آيهء انجيل يوحنّا به زبان اصلى چنين است :
انّى هُمْزِ مِلى عَمُوخُونْ كَتْ لِكْسِكْو خُونَ يْون اينَهَوْ پارقَليطارُ و خارِ قُدْسَ هَوْبِت شارِ ربّبى شمّى هَوْبِت قِلپ لوخونْ كُل مِندى و هَوْبِت مَتخِر و خون كل مِندى دِمرونِ الَوْخُونْ . « 1 »
اين حرفها را با شما گفتهام وقتى كه با شما بودم ، ليكن فارقليطاى روح حق نصيحت كننده است و شما را به سوى حق مىخواند كه پدر ، او را به اسم من مىفرستد « مرا تصديق مىكند » و هر چيز را به شما ياد خواهد داد و هر آنچه را گفتهام به ياد شما خواهد آورد .
پس گفتگوى ايشان در اين باب ، بزرگ و جدال ايشان به طول انجاميد ، صداها بلند و خشن شد و هر كسى در اين باب رأى عليحده داشت و بدون تحصيل فايده از اين مسأله منصرف گرديده و متفرّق گشتند .
پس حقير نيز نزد قسّيس مراجعت نمودم ، قسّيس گفت : اى فرزند روحانى ! امروز در غيبت من چه مباحثه و گفتگو مىداشتند ؟ حقير اختلاف قوم را در معنى لفظ « فارقليطا » از براى او تقرير و بيان نمودم و اقوال هر يك از تلامذه را در اين باب شرح دادم ، از من پرسيد كه قول شما در اين باب چه بود ؟ حقير گفتم : مختار فلان مفسّر و قاضى را اختيار كردم ، قسّيس گفت : تقصير نكردهاى لكن حقّ واقع خلاف همهء اين اقوال است ؛ زيرا كه معنى و تفسير اين اسم شريف را در اين زمان به نحو
هامش
( 1 ) - انجيل يوحنّا : 25 - 27 ، باب 4 .