در نصرت خرد كه هوا دشمن وى است * با نفس خود جدل كن و با طبع خود لجاج
گر در مَصاف آن دو مخالف شوى شهيد * بيمار به دَم چو مسيحا كنى علاج
چون نفس تند گشت به سختيش رام كن * سردى دهد طبيب چو گرمى كند مزاج
با او موافقت مكن اندر خلاف عقل * محتاج نيست شب كه سياهش كنى به زاج « 1 »
( سيف فرغانى )
شرط قبولى توحيد
در حديثى بسيار مهم ، ابوسعيد خدرى مىگويد :
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود و تنى چند از يارانش از جمله حضرت علىّ بن ابيطالب عليه السلام گرد او بودند ، حضرت فرمود : هر كس لا إله إلّا اللَّه گويد وارد بهشت مىشود ، پس دو تن از ياران گفتند : ما مىگوئيم : لا إله إلّا اللَّه ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
همانا لا إله إلّا اللَّه از اين شخص - اشاره به حضرت مولا - و شيعيان قبول مىشود ، باز آن دو تن تكرار كرده گفتند : ما نيز مىگوئيم ، پيامبر دست بر سر على گذارد آنگاه به آن دو نفر گفت : علامت پيروى از او اين است كه : بيعت او را نشكنيد و در مسند و مقام او ننشينيد ، سخنش را تكذيب نكنيد . « 2 » شاعر گرانمايه ميرزا غفّار طارمى متخلّص به غفّار ، در وصف حضرت مولا گويد :
هامش
( 1 ) - زاج : نوعى سنگ معدنى كه چون آب به آن رسد سياه مىشود .
( 2 ) - بحار الأنوار : 23 / 84 ، باب 4 ، حديث 25 ؛ بشارة المصطفى : 268 .