آلفونسو گرديد . وى به سوى طليطله پيش رفت و هر آنچه پيرامون شهر بود نابود ساخت و آن را از حومه جدا كرد . امير طليطله القادر باللَّه پسر مأمون بن يحيى بن ذىالنّون با اطمينان از عهد و پيمانهايى كه الفونس با وى بسته بود ، به جاى مقابله با خطر به ساختن قصرى كه بناى آن به وسيلهء مأمون آغاز شده بود پرداخت . « 1 » محاصرهء طليطله مدت هفت سال به طول انجاميد و هيچ يك از فرماندهان اسلامى براى پشتيبانى از مردم يا برداشتن محاصره از شهر اقدامى نكردند تا آنكه در نيمهء محرم سال 487 ه . دشمن ناگهان وارد شهر گرديد . سقوط طليطله بازتاب بسيار گستردهاى داشت و مسلمانان سراسر اندلس به انگيزش درآمدند . « 2 »
ب . اوضاع در جبههء مسيحيان شمال
مسيحيان غربى به داشتن تعصب مشهور بودند و آن تسامح و احساس امنيت و طمأنينه مشهور بيزانسىها را نداشتند . آنان به مسيحى بودنشان افتخار كرده خود را وارث رم مىپنداشتند ، ولى در عين حال مىدانستند كه تمدن اسلامى در جنبههاى گوناگون بر تمدنشان برترى دارد .
چرا كه مسلمانان بر غرب درياى مديترانه از قطالونيا تا تونس چيره بودند . نيروى دريايى مسلمانان بر راههاى دريايى سلطه داشتند و شهرها را مورد حمله قرار مىدادند ؛ و در ايتاليا و پرووانس دژهايى براى خودشان ساخته بودند .
هامش
( 1 ) . در نفح الطيب ، ج 4 ، ص 353 آمده است : « مأمون بن يحيى بن ذى النون ، حاكم طليطله سرگرم ساختن كاخى زيباگرديد و مال بسيارى برايش خرج كرد . در وسط كاخ درياچهاى و در وسط آن درياچه گنبدى ساخت ؛ و آب را با ابتكار مهندسان بر سقف گنبد جارى ساختند . آب از بالاى گنبد به كنارهها مىريخت و چنان به هم وصل بود كه گنبد پيوسته در پردهاى نازك از آب قرار مىگرفت . در آن حال مأمون زير آن گنبد نشسته بود و آب به او نمىرسيد و اگر مىخواست كه در آنجا شمع روشن كند مىتوانست .
( 2 ) . خطيبان و شاعران براى انگيزش و تشويق مردم به جهاد شعر مىسرودند و دربارهء افزايش خطر هشدارشان مىدادند . از جمله دربارهء سقوط طليطله گفته شده است :يا اهل اندلس حثوا مطيكم * فما المقام بها الا من الغلط
الثوب ينسل من اطرافه وارى * ثوب الجزيرة منسولًا من الوسط
ونحن بين عدو لا يفارقنا * كيف الحياة مع الحيات فى سقطنيز از آن جمله است :يا اهل اندلس ردو المعارفا * فى العرف عادية الا مردات
الم ترو بيدق الكفار فرزنه * وشاهنا آخر الابيات شهمات