1 - 2 . امام رضا در عصر هارون
بيشتر دورهء امامت امام هشتم با حكومت هارون معاصر بود . با آنكه رفتار هارون با شيعيان خوب نبود و آنها را تبعيد و زندانى مىكرد و يا مىكشت و حتى مرقد امام حسين ( ع ) را ويران و زمين كربلا را شخم زد و درخت سدرى را كه زائران در سايهاش مىآسودند ، به دست كارگزارانش قطع كرد ، ولى به دليل تظاهر به بىطرفى در شهادت امام كاظم ( ع ) يا دلايل ديگر ، درصدد آزار امام هشتم برنيامد و گويا آن حضرت نيز از اين تصميم هارون آگاه بود ، چون وقتى برخى از شيعيان از دعوت آشكار و گسترده امام ترسناك بودند ، امام ( ع ) فرمود : « هر چه مىخواهد تلاش كند ؛ او راهى بر من ندارد . » « 2 » محمد بن سنان مىگويد : « در روزگار هارون به امام رضا ( ع ) عرض كردم : خود را به اين امر ( امامت ) مشهور كرده و جاى پدر نشستهايد ، در حالى كه از شمشير هارون خون مىچكد . » امام ( ع ) فرمود : آنچه مرا به اين كار بىپروا ساخته سخن پيامبر است كه فرمود : « اگر ابوجهل يك مو از سر من بگيرد گواه باشيد كه من پيامبر نيستم . » من هم به شما مىگويم : اگر هارون مويى از سر من كم كرد گواه باشيد كه من امام نيستم ! « 3 » مبارزات علنى امام ( ع ) در زمينه تبيين و تثبيت امامت خود و نفى امامت ديگران ، به حدّى بود كه درباريان هارون احساس خطر كرده جريان فعاليتهاى آن حضرت را به هارون گزارش كردند . هارون - كه هنوز وجدانش از جريان به شهادت رساندن امام كاظم ( ع ) در رنج و عذاب بود - در پاسخ آنان با ناراحتى گفت : آيا آنچه را كه نسبت به پدرش انجام داديم كافى نيست ؟ شما مىخواهيد ما همهء آنان را بكشيم ؟ ! « 4 »