3 . دوران نادرشاه افشار
نادر يكى از سرداران صفويه بود كه توانست در مدت كوتاهى همهء فتنهها را خاموش كند . وى در هشتم رمضان 1148 قمرى وارد صحراى موغان ( مغان ) گرديد و دستور احضارِ اعيان و اشراف و جمعى از روحانيون و حاكمان و رؤساى لشكرها در تمام نقاط ايران را به آنجا صادر كرد . پس از حضور آنها ، به شرح خدمات خود در باره طرد اجانب از خاك ايران و ايجاد وحدت سياسى و نظامى پرداخت و گفت : من وظيفه خود را در باب اصلاح نظام و تشكيل نيروى جديد و برقرار ساختن امنيت در كشور انجام دادم ، اينك طهماسب دوم و فرزندش ، عباس ميرزا هر دو حيات دارند . شما يكى از آن دو يا هر كس ديگر را كه مىخواهيد به سلطنت برداريد و من نيز به خراسان مىروم تا بقيهء عمرم را به راحتى بگذرانم . « 2 » از آنجا كه نادر لياقت خود را در مدت دو سال بروز داده بود ، حاضران وى را براى سلطنت نامزد كردند و گفتند : لايقتر از تو كسى را براى سلطنت سراغ نداريم . نادر پس از چهل روز خوددارى ، قبول سلطنت را به شرط پذيرش پيشنهادش از طرف نمايندگانِ ايلات و قبايل كه به ملاقاتش آمده بودند موكول كرد و گفت : « اختلاف مذهب بين ايران و عثمانى و بسيارى از اقوام مجاور ايران موجب بروز جنگها و ناامنى شده است . بايد مردم ايران دست از مذهب تشيع بردارند و همه پيرو امام جعفر صادق ( ع ) شوند و من دربار عثمانى را وامىدارم كه مذهب