تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

نقل شده كه آسيه بعد از غلبهء موسى بر ساحران ايمان آورد و چون فرعون از ايمانش مطلع شد او را از اين كار نهى كرد ، ولى آسيه به سخن فرعون وقعى ننهاد . فرعون دستور داد دست‌ها وپاهاى او را در ميان آفتاب به چهار ميخ كشيدند و سنگ بزرگى روى او انداختند . « 1 » قرآن شريف از اين زن به بزرگى ياد كرده ، او را اسوه و مَثَلى براى مؤمنان معرفى نموده است : « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ اذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لىعِنْدَكَ بَيْتاً فِى الْجَنَّةِ وَ نَجِّنى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ » « 2 » خداى تعالى براى مؤمنان ، به همسر فرعون مثل مى زند ، زمانى كه گفت : خدايا در نزد خودت در بهشت براى من خانه اى بنا كن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و از قوم ستمگر رهايى بخش . علّامه طباطبايى درذيل آيهء شريفهء مزبور ، اسوه بودن اين بانو را چنين بيان مىكند : خداى سبحان در جمله « اذ قالت رب ابن لى عندك بيتا فى الجنه » تمامى آرزوهايى را كه يك بندهء شايسته در مسير عبوديتش دارد خلاصه نموده است ؛ براى اين‌كه وقتى ايمان كسى كامل شد ، ظاهر و باطنش هماهنگ و قلب و زبانش هم آواز مىشود . چنين كسى نمىگويد مگر آنچه را كه مىكند و نمىكند مگر آنچه را كه مى گويد و دردل آرزويى را نمى پروراند و در زبان درخواست آن را نمى كند مگر همان چيزى را كه با عمل

هامش
( 1 ) - همان ، ص 102 ، به نقل از مجمع البيان .
( 2 ) - تحريم ( 66 ) ، آيه 11 . .