آن زمان درمكه بود ، براى فديهء شوهرش ، گردنبندى را كه مادرش خديجه ، هنگام ازدواج به او هديه داده بود ، فرستاد . وقتى چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن گردنبند كه از عقيق يمن بود ، افتاد آن را شناخت و غمگين شد و خديجه را به يادآورد و براى او طلب رحمت كرده ، فرمود :
چنانچه قبول داشته باشيد ، ابوالعاص را آزاد كنيد و گردنبند زينب را برايش بفرستيد .
سپس از ابوالعاص تعهد گرفت كه به زينب اجازهء مهاجرت به مدينه بدهد . ابوالعاص آزاد شد و به مكه آمد و مطابق وعده ، زينب را به سوى مدينه روانه كرد .
ابوالعاص در سال ششم هجرى ، يك كاروان تجارى رابه شام برد و در بازگشت از شام ، به اسارت مسلمانان درآمد . ابوالعاص سحرگاه به منزل زينب درآمد و خواست كه او را امان دهد .
زينب نيز او را امان داد . سپس به محضر پدرش مشرف شد و تقاضا كرد مال التجارهء ابوالعاص را دراختيارش قرار دهد تا آنها را به صاحبانش برگرداند . پيامبر تقاضاى دخترش را پذيرفت .
ابوالعاص به مكه آمد و اموال رابه صاحبانش تحويل داد . سپس ايمان آورد و به سوى پيامبر برگشت . پيامبر او را پذيرفت و همسرش زينب رابه او برگرداند .
زينب در سال هشتم هجرى از دنيا رفت .
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 214
مساهمون: احمد حيدرى
ص٢١٤