خوانده مى شد . وى كنيزى بود كه به مقام و مرتبه بلندى رسيده بود .
الف - امانتدار ودايع امامت
وقتى امام كاظم عليه السلام به سوى بغداد رهسپار شد ، ودايع امامت را به اين بانو سپرد و فرمود :
هر وقت كسى آمد و اين امانتها را از تو طلب كرد ، بدان در آن وقت من به شهادت رسيدهام و او خليفهء بعد از من و اطاعتش بر تو و ساير مردم واجب است .
وقتى هارون عليه اللعنه امام را در بغداد شهيد كرد امام رضا عليه السلام نزد ام احمد رفت و ودايع را از او طلب نمود . ام احمد عرض كرد :
« پدرت شهيد شد ؟ » امام فرمود : « آرى ، الآن از دفن ايشان فارغ شدهام . اماناتى كه به تو سپرده به من تحويل ده كه من جانشين او و امام بر حق برتمام جنّ و انس هستم . »
ام احمد امانتها را به امام رضا عليه السلام ردّ كرد و با حضرت بيعت نمود و به ماتم نشست .
وقتى خبر شهادت امام كاظم عليه السلام در شهر مدينه منتشر شد ، مردم درخانهء ام احمد اجتماع كردند و با فرزندش ، احمد ، به سوى مسجد روانه شدند .
احمد بن موسى ، عالمى بزرگ و بلند مرتبه و غرق در عبادت و اطاعت خدا بود و چون مردم كراماتى از او ديدند او را امام بعد از پدرش پنداشتند و بدين جهت با او بيعت كردند .