تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

شاداب و دستش در دست على عليه السلام بود ، وارد شد و به من فرمود : اتاق را براى ما خالى كن ، من خارج شدم ، در حالى كه آن دو ، صحبت كنان وارد شدند . چند بار اذن ورود خواستم ، حضرت اجازه نداد ، ترسيدم كه حضرت از من خشمگين شده يا آيه اى عليه من نازل شود . سرانجام براى بار سوم اذن ورود خواستم و حضرت اجازه داد . وارد شدم ، در حالى كه حضرت على عليه السلام در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله زانو زده بود و از پيامبرسؤال مى كرد و حضرت جواب مى داد . پيامبر به چهرهء ترسان و غمگين من توجه كرد و فرمود : اين چه حالتى است ؟ گفتم : براى اين است كه شما مرا از خود طرد كردى . حضرت فرمود : من تو را طرد نكردم ، تو نسبت به خدا و رسول او برخير هستى . « 1 » در روايتى ديگر كه امّ سلمه جريان كسا و اصحاب آن را نقل مىكند ، آمده است : در حالى كه آنها - حضرت پيامبر و امام على و حسن و حسين و حضرت زهرا عليهم السلام - بودند ، آيهء شريفهء « تطهير » نازل شد . پيامبر صلى الله عليه و آله زيادى كسا را نيز بر روى آنها انداخت و فرمود : خدايا ! اينان اهل بيت و خواصّ من هستند ، از آنها بدى و پليدى را دور كن و آنها را به بهترين نوع ، پاك گردان . پيامبر اين جمله را سه بار گفت . من ( امّ سلمه ) سرخود را داخل آن پرده كردم و گفتم : اى رسول خدا ، آيا من هم با شما هستم ؟ حضرت دو بار فرمود : تو برخير و نيكى هستى . « 2 » در روايت ديگرى آمده است ، كه حضرت فرمود : بلى ان شاء اللّه . « 3 »

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 22 ، ص 221 با دخل و تصرف .
( 2 ) - امّ سلمه ، ص 54 ، با دخل و تصرف .
( 3 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، مامقانى ، فصل النسا ، ص 72 .