2 - ستمگران
يكى از اهداف مهمّ امام عليه السلام از پذيرش حكومت در بعد اجتماعى مبارزه با فساد اجتماعى و تحكيم پايههاى حق و عدالت بود . بركنارى عمّال عثمان از جمله معاويه از سمت كارگزارى در راستاى همين هدف صورت گرفت ، و در اين باره سخنان و توصيههاى هيچ كس حتى ابن عباس - مبنى بر ابقاى موقت معاويه در سمت خود - در تغيير موضع آن حضرت تأثير نكرد . امام « جرير بن عبداللّه » را همراه نامهاى نزد معاويه فرستاد و ضمن درخواست بيعت و تأكيد بر مشروعيّت و مقبوليّت عمومى بيعت خويش نزد مهاجر و انصار و الزامآورى آن براى غايبان از جمله وى و مردم شام ، جريان پيمانشكنى و فرجام كار طلحه و زبير را يادآور شد و در پايان هشدار داد چنانچه تو نيز خود را دچار بلا سازى و به سركشى ادامه دهى ، با تو نيز پيكار مىكنم . تو در شمار طلقا هستى همانان كه نه شايستگى خلافت دارند و نه صلاحيّت شركت در شورا . « 1 » اين سياست روشن و موضع قاطع امام عليه السلام در برابر پيشواى ستمگران ، وى را بر آن داشت تا دومين جبهه مخالفت را تحت عنوان « قاسطين » عليه حكومت علوى بگشايد . معاويه به جاى حق پذيرى و ورود در آنچه عموم مسلمانان مكه ، مدينه ، بصره ، كوفه ، حجاز ، يمن مصر ، عروض و عمان ، بحرين و يمامه « 2 » وارد شده بودند ، يعنى بيعت امير مؤمنان عليه السلام ، با