تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

احضار امام رضا عليه السلام به ايران

انگيزه‌هاى ياد شده مأمون را بر آن داشت تا بدون درنگ تصميم خود را عملى سازد ؛ از اين رو ، رجاء بن ابى ضحّاك - يكى از فرماندهان و كارگزاران خود - را براى آوردن امام عليه السلام به مرو ، به مدينه فرستاد و به وى سفارش كرد كه حضرت را از راه بصره ، اهواز و فارس عبور دهد نه كوفه و قم . « 1 » امام رضا عليه السلام كه تا آن زمان به تمامى دعوتنامه‌هاى مأمون پاسخ رد داده بود با آمدن پيك مخصوص خليفه و اصرار وى بر حركت آن گرامى به سوى مرو ، چاره‌اى جز حركت نيافت ؛ ليكن پيش از ترك مدينه كنار قبر مطهّر رسول اللّه صلى الله عليه و آله رفت و با آن حضرت وداع كرد و فرزندش حضرت جواد عليه السلام را به جدّ بزرگوارش سپرد ؛ آنگاه همه وكلا و نمايندگان و نيز ياران خود را گرد آورد و ضمن معرفى حضرت جواد عليه السلام به عنوان جانشين خويش به آنان و توصيه به اطاعت‌پذيرى از وى ، با آنان وداع كرد و در سال دويست هجرى رهسپار مرو شد . « 2 » منازلى كه حضرت در سفر خود به خراسان پيموده و نيز حوادثى كه در هر يك از منازل رخ داده در تاريخ به اختلاف ذكر شده است . خط سير امام عليه السلام ظاهراً بدين ترتيب بوده است : مدينه ، مكه ، قادسيّه ، بصره ، اهواز ، رامهرمز ، اصطخر ، يزد ، طبس ، نيشابور ، ده سرخ ، سناباد ، سرخس و مرو . امام عليه السلام در طول سفر موفق شد با قشرهاى مختلف مردم بويژه شيعيان تماس بگيرد و با سخنان و بيان حديث و نيز ارائه كرامات به تحكيم و تثبيت مبانى اعتقادى امّت بخصوص در مسأله امامت همّت گمارد و حقايق را براى مردم آشكار سازد .

هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 408 و بحارالانوار ، ج 49 ، ص 134 .
( 2 ) - اثبات الوصية ، ص 178 و انوارالبهيّة ، ص 187 .