داستان خود را تعريف كرده پاسخهاى حضرت معصومه را ارائه دادند . امام كاظم با ديدن جوابها ، با بيان جمله : « فداهاابوها » رضايت و مسرّت خود را بيان كرد . « 1 »
در جستجوى برادر
تاريخ ، خواهران و برادران زيادى را سراغ دارد كه با تمام وجود همديگر را دوست داشته و محبّت آنان نسبت به يكديگر زبانزد خاص و عام است . بارزترين نمونه اين افراد امام حسين و زينب كبرى عليهما السلام و پس از ايشان امام رضا و حضرت معصومه عليهما السلام هستند .
حضرت رضا عليه السلام در سال 148 هجرى متولد شد و مدت 25 سال ، تنها فرزند « نجمه خاتون » بود تا سرانجام در اول ذيقعده سال 173 ، خواهرش حضرت معصومه چشم به جهان گشود .
بيش از ده بهار از عمرش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش به دست هارون به شهادت رسيد . از اين پس تنها مايه تسلّى او برادر ارجمندش على بن موسى الرضا عليه السلام بود كه ناگهان مأمون با توسل به نيرنگ و زور او را به خراسان فراخواند .
حضرت معصومه عليه السلام حدود يم سال فراق برادر را تحمل كرد ولى ديگر كاسه صبر لبريز شد و تصميم به هجرت به ايران و ديدار برادر گرفت . در اين سفر پنج تن از برادران حضرت به نامهاى : فضل ، جعفر ، هادى ، قاسم و زيد و تعدادى از برادرزادگان و تنى چند از خدمتكاران ، آن گرامى را همراهى مىكردند . حضرت معصومه عليه السلام رنج سفر را تحمل كرد تا به شهر « ساوه » رسيد . مردم آن شهر كه در آن زمان از دشمنان سرسخت اهل بيت بودند به آنان حمله كردند و جنگ سختى درگرفت و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه به شهادت رسيدند .
شهادت 23 تن از بستگان و عزيزان آن گرامى ، او را به شدت محزون و در غمى جانكاه فرو برد و در نهايت به بستر بيمارى كشاند .
مردم و اشراف قم كه دوستدار خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بودند با آگاهى از اين واقعه دلخراش به
هامش
( 1 ) - ر . ك : كريمه اهل بيت ، ص 170 .