يك نفر . گفتم : چه كسى ؟ گفت : جعفر بن محمّد . « 1 » اين اعتراف از ابن ليلى كه از فقهاى برجسته و قضات زبدهء امويان و عباسيان بود و بيش از 33 سال در دربار خلفا به امر قضاوت اشتغال داشت و از نظر علمى نزد همگان به فقيهترين مردم عصر خود معروف بود ، « 2 » بيانگر عظمت مقام علمى و منزلت اجتماعى پيشواى ششم است .
2 / 2 - مادى گرايان معاصر امام ( ع )
مادىگرايان نيز برغم دشمنى و مخالفتشان با مكتب امام صادق ( ع ) بلكه با خدا و دين ، در برخوردها و مناظرات گوناگونى كه در زمينهء مسائل اعتقادى با آن حضرت و پرورش يافتگان مكتبش داشتند ، ناچار به شمّههايى از فضل و دانش بىانتهاى آن گرامى اعتراف كرده او را مصداق انسان كاملى كه به ملكات قدسى و صفات برجستهء روحانى آراسته است معرفى كردهاند . در ذيل به اظهار نظر سه تن از رهبران اين فرقه اشاره مىكنيم .
ابن ابى العوجاء ،
خطاب به ابن مقفّع :
اين مرد ( اشاره به امام صادق ( ع ) ) از سنخ بشر عادى نيست ، و اگر روحانيى در دنيا باشد كه هرگاه بخواهد در ظاهر به صورت آدمى درآيد و هر زمان بخواهد به شكل فرشتگان تجلّى مىكند ، اين مرد مىباشد . « 3 »
ابن مقفّع :
روزى ابن مقفّع همراه همكيشان خود در مسجد الحرام نشسته بودند .
امام صادق ( ع ) نيز در مسجد بود . ابن مقفّع ، ضمن اشاره به افرادى كه به طواف كعبه مشغول بودند گفت :
در ميان اين جمعيّت تنها كسى كه شايستهء عنوان انسانيّت است همين پيرمرد ( اشاره به امام صادق ( ع ) ) است . . . . « 4 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، ج 2 ، ص 338 .
( 2 ) - ر . ك : الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، ج 2 ، ص 338 .
( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 75 .
( 4 ) - همان مدرك ، ص 74 .