پيش از شهادت
صله رحم
سالمه ، كنيز و خدمتكار پيشواى ششم مىگويد : به هنگام شهادت در محضرت امام صادق ( ع ) بودم كه حالت اغما بر آن حضرت عارض شد . چون به هوش آمد . فرمود : به حسن بن على بن على بن حسين ( ملقّب به افطس ) « 1 » هفتاد دينار بدهيد و به فلانى و فلانى نيز فلان مبلغ بدهيد . عرض كردم : آيا به مردى كه با دشنه بر شما حمله كرده و تصميم به قتل شما گرفته است كمك مىكنيد ؟ امام فرمود : آيا نمىخواهيد من از مصاديق اين آيه باشم كه مىفرمايد : « وَ الَّذينَ يَصِلُونَ ما امَرَ اللَّهُ بِه انْ يُوْصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ » « 2 » . . . و آنان كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده ، برقرار مىكنند و از پروردگارشان مىترسند و از بدى حساب ( روز قيامت ) بيم دارند . آرى اى سالمه ! خداوند بهشت را آفريده و آن را پاكيزه و معطر ساخته است ، و بوى عطر آگين آن از مسافت دو هزار ساله به مشام مىرسد ، ليكن عاق والدين و قطع كنندهء رحم بوى آن را استشمام نمىكند . « 3 » اين حركت امام ( ع ) ، آن هم در آن موقعيّت و لحظات پايانى زندگى آن حضرت ، نشانگر اهميّت مسأله صله رحم و تفقّد از خويشاوندان است ، حتى خويشاوندانى كه با انسان قطع رابطه كرده بناى دشمنى و كينه توزى گذاردهاند .