مسائل ضرورى نيز مثل مسائل مربوط به زناشويى ، طلاق و امثال اينها كه براى مسلمانان پيش مىآمد ، دسترسى به آن حضرت بسيار مشكل بود و افراد ناچار بودند بدون آگاهى از حكم شرعىِ مسأله ، از همسر خود كناره بگيرند . « 1 » ثانياً ، فقهاى معروف حجاز و عراق را در مقرّ حكومت خود گرد آورد و آنان را به مناظره و مباحثه با پيشواى ششم ( ع ) تشويق كرد . ابو حنيفه در ميان فقها ، در مناظره و جدل فردى بسيار قوى و چيره دست بود . چندانكه بعضى درباره او گفتهاند : اگر بگويد اين ديوار از طلاست ، توانايى اثبات آن را با دليل قياسى دارد . « 2 » منصور ، وى را براى مناظره با امام صادق ( ع ) و محكوم كردن آن حضرت به عراق دعوت كرد و از وى خواست مسائل مشكلى آماده كند و در يك جمع عمومى از امام بپرسد تا شايد بدين وسيله بتواند از گسترش روز افزون « فقه جعفرى » جلوگيرى كند . ابو حنيفه ، چهل مسأله مهم و مشكل آماده كرد و از امام ( ع ) پرسيد . امام ( ع ) به همهء آنها پاسخ گفت ، ضمن آنكه در هر مسألهاى نظر و فتواى فقهاى حجاز و عراق را نيز بيان مىكرد . « 3 » و بدين ترتيب اين توطئه منصور نيز خنثى شد .
علم اخلاق
سرچشمهء علم اخلاق در اسلام ، قرآن كريم و پس از آن ، سخنان و سيرهء رسول اكرم ( ص ) و جانشينان بزرگوار آن حضرت به اضافهء حضرت زهرا سلام اللَّه عليهاست . علم اخلاق در آغاز دانشى مدوّن و منسجم نبود . در اواخر قرن دوم هجرى يكى از اصحاب امام ششم به نام « اسماعيل بن مهران » برخى مسائل آن را تنظيم كرد و كتابى تحت عنوان « صفة المؤمن و الفاجر » نوشت . « 4 » پس از آن نيز كتابهاى ديگرى نوشته شد كه بهترين و جامعترين آنها كتاب شريف « اصول كافى » نوشتهء ثقة الاسلام كلينى ( متوفى