آميخت ؛ سپس آنان را تحت سختترين شرايط به كوفه منتقل كرد و به زندانى افكند كه شب و روزش تشخيص داده نمىشد . زندانيان ناچار بودند براى تشخيص اوقات نماز ، قرآن را به پنج بخش تقسيم كنند و هر يك از نمازهاى روزانه را پس از قرائت يك بخش از قرآن اقامه كنند . علويان دراين زندان در وضعيّت بسيار بدى بسر مىبردند و سرانجام با فرو ريختن سقف روى آنان توسط مأموران ، همهء آنان به شهادت رسيدند . « 1 » روش ديگر مبارزه منصور با علويان اين بود كه آنان را زنده ، در لاى ديوار مىگذاشت تا بدين وسيله جان بسپارند . « 2 » او در سخنى به قتل صدها نفر از علويان اعتراف كرده مىگويد : « من هزار تن يا بيشتر از فرزندان فاطمه را كشتم . » « 3 » وى خزانهاى از سرهاى بريده علويان را براى پسرش مهدى به ميراث نهاد و بر هر سرى ورقهاى آويخته بود كه معرّف صاحب آن بود و در ميان آنان سرهاى پير مردان ، جوانان وكودكان وجود داشت . « 4 »
منصور و امام صادق ( ع )
منصور درميان علويان ، ازامام صادق ( ع ) بيشتر از همه بيم داشت ؛ از اين رو با آنكه امام ( ع ) روى مصالحى خود را به ظاهراز مناقشات وكشمكشهاى سياسى دور نگهداشته و به عبادت و تعليم و تربيت افراد و گسترش فرهنگ اسلامى مشغول بود - با رها آن حضرت را احضار كرد و تصميم به قتل وى گرفت . سيدبن طاووس به هفت مورد از موارد احضار پيشواى ششم توسط منصور اشاره مىكند و مىنويسد درتمامى اين موارد ، خليفه عباسى تصميم به قتل امام ( ع ) داشته و امام ( ع ) با خواندن دعا شرّ او را دفع مىكرد ، « 5 » تا اينكه سرانجام پس از آن همه احضارها و اذيت وآزارها نسبت به امام ( ع ) ،