ياران كرد و فرمود : « خداوند امروز در نبرد شما و من رخصت داده است ، پس بر شما باد به شكيبايى و نبرد . » « 1 » سپس دست به دعا برداشت : « پروردگارا ! تو در هر گرفتارى ، محلّ وثوق ، و در هرسختى مايهء اميد من هستى . هرمشكلى كه براى من پيش آمده تنها يار و مددكار من تو بودى . غمها و رنجهائى بر من روى آورد كه دل را ناتوان مىساخت و چارهاى از آن نبود ، دوستان يارى نمىكردند و دشمنان زبان شماتت مىگشودند ؛ اما چون بر تو عرضه كردم و اميد خود را از غير تو بريدم ، در كارم گشايش پديد آوردى و مرا از آن رنجها رهانيدى . نعمتها و نيكيها همه از سوى توست . » « 2 »
صف آرايى دو سپاه
دو سپاه در برابر هم قرار گرفتند . امام حسين ( ع ) بر اسب رسول خدا ( ص ) كه « مُرتَجَزْ » نام داشت ، سوارشد « 3 » و به آماده سازى نيروها و صف آرايى سپاه كه هفتاد و دو تن ( 32 نفر سواره و 40 تن پياده ) بودند ، « 4 » پرداخت . فرماندهى جناح راست را به « زُهَيْرِ بنِ قَيْن » وجناح چپ را به « حبيب بن مظاهر » سپرد و پرچم رابه برادرش « عبّاس ( ع ) » داد « 5 » و خود ، علاوه بر فرماندهى كلّ در قلب سپاه قرار گرفت . « 6 » آنگاه دستور داد هيزمهاى درون خندق راآتش بزنند . « 7 »