ب . ترس از قيامت
مقام معنوى و عصمت حضرت زهرا ( س ) هرگز مايهء غرور وى نشد و او را از ياد مرگ و بيم جهنّم باز نداشت . ياد قبر و قيامت حتى در شب زفاف زهرا ( س ) او را به خود مشغول ساخته بود . « 2 » چون آيهء شريفهء : « وَ انَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اجْمَعينَ لَها سَبْعَةُ ابْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزءٌ مَقْسُومٌ » « 3 » بر پيامبر ( ص ) نازل شد ، رسول خدا ( ص ) به شدّت گريست . اصحاب نيز با گريهء او گريستند و كسى را ياراى سخن گفتن با پيامبر ( ص ) نبود . تنها چيزى كه قلب آن حضرت را خوشحال مىكرد ديدار فاطمه ( س ) بود . از اين رو ، اصحاب چاره را در اين ديدند كه فاطمه ( س ) را به حضور رسول خدا ( ص ) بياورند . فاطمه ( س ) گفت : « پدر جان ، فدايت گردم ، چرا گريه مىكنى ؟ » پيامبر ( ص ) آيه را براى دخترش خواند . او به محض شنيدن آيه با صورت نقش بر زمين شد و اين جمله را تكرار مىكرد : الْوَيْلُ ، ثُمَّ الْوَيْلُ لِمَنْ دَخَلَ النَّارَ واى ، واى بر كسى كه در آتش جهنم وارد شود ! « 4 » ياد قيامت ؛ روزى كه همهء دلها را به وحشت مىاندازد و مادر شير ده ، كودك شير خوارش را فراموش مىكند و هر باردارى ، جنين خود را بر زمين