بصره در محاصره
سپاه بزرگ و نيرومند اميرمؤمنان عليه السلام ، متشكل از جنگجويان مدينه و كوفه به سرعت به سوى بصره تاخت و در نزديكى شهر اردو زد . اميرمؤمنان عليه السلام به نماز ايستاد و پس از آن گونه بر خاك نهاد و به پيشگاه ربوبى اشك ريخت . آنگاه دستها را به آسمان بلند كرد و گفت : . . . پروردگارا ! اين گروه سرپيچى كرده ، بر من ستم روا داشتند و بيعت مرا شكستند . خداوندا ! تو خود خون مسلمانان را حفظ فرما . « 2 » يكى از ناظران كه در آن روز شكوه سپاه امام عليه السلام را در نزديكى بصره ديده بود ، دربارهء نظم ، صلابت و آرايش سپاه چنين گفته است : در اين هنگام هزار سوار را كه همگى غرق در سلاح بودند و پيشاپيش آنان « ابوايوب انصارى » بر اسب نيرومندى حركت مىكرد ، ديدم نيروهاى ديگر نيز در دستههاى هزار نفرى با تجهيزات كامل به فرماندهى صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم . . . پشت سرشان در حركت بودند . يكى از اين دستهها تحت فرماندهى اميرمؤمنان عليه السلام بود كه پيشاپيش جنگجويان حركت مىكرد و در دو سوى آن حضرت ، امام حسن و امام حسين عليهما السلام قرار داشتند . در پيش روى آن حضرت فرزند ديگرش محمد بن حنفيه پرچم را به دست داشت و عبداللَّه بن جعفر پشت سر آن حضرت در حركت بود .