مقدمه
دين پژوهان وپژوهشگران تاريخي با توجه به اسناد به جا مانده از دوران كهن ونيز با استناد به اين واقعيّت كه گرايش به دين وخدا ، درونى وفطرى بشر است ، اظهار مىدارند كه دين ، همزاد بشر بوده وأو ديندارى ، پرستش وگرايش ديني را از روز نخست زندگى ، آغاز كرده است . « 1 » بالاتر از اين ، چنان كه از كتب آسمانى بر مىآيد ودر قرآن كريم به عنوان متقنترين كتاب وحيانى آمده است ، نخستين انسان « آدم أبو البشر » ( ع ) پيامبر الهى بوده است . « 2 » اينها نشان مىدهد كه انسان از جهات مختلف به دين ، نيازمند است ، واين نيازمنديها حتّى براي انسانهاى نخستين وأقوام بدوي فاقد فرهنگ وتمدّن هم قابل درك وفهم بوده است ، زيرا ديندارى وسرسپردگى به فرامين ديني والهى ، أرضا كنندهء يكى از ابتدايىترين ومهمترين نيازهاى روحي وروانى انسان ، يعنى « حسّ مذهبي » يا « حسّ پرستش » است كه به گواه روان شناسان ، بعد يا ابعادى از روح آدمي را تشكيل مىدهد . « 3 » انسان با ارضاى - هر چند ناقص - اين حسّ باطني وغريزهء فطرى ، ضريب آرامش روحي وسلامتى روانى ونيز اطمينان خاطرش را بالا مىبرد . نقشهاى تعيين كنندهء ديگر دين : « جهت دار كردن زندگى ومعنا دار ساختن آن » ونيز