خلاصه
دين در اصطلاح به معناى تعبّد و تدّين به يك مرام است و متدّين كسى است كه خدايى را براى جهان اثبات كند و براى خشنودى او اعمال مخصوصى را انجام دهد .
اسلام در لغت به معناى تسليم در برابر كسى يا چيزى است ، امّا مفهوم آن مجموعه دستورات ، قوانين و مقررات اخلاقى ، سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و . . . است كه در قرآن و سنت پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) بيان شده است و نيز اعتقاد و عمل به اين دستورات نيز اسلام است .
سياست عبارت است از اصلاح مردم ، انجام امور آنان و هدايت آنان به سوى كمال و بطور كلى تدابيرى كه دولت براى ادارهء امور كشور اتخاذ مىكند .
دراسلام به سياست و سياستمدارى اهميت داده شده و از ائمه معصومين ( ع ) به نام « ساسة العباد » ، « عارف بالسياسيه » و « عالم بالسياسه » ياد شده است . در سياست اسلامى جنبههاى معنوى سياست غلبه دارد و عدل ملاك سياست صحيح معرفى شده است و مردم از سياستى كه در آن دروغ ، تزوير و نيرنگ باشد ، نهى شدهاند .
برخى انديشههاى غربى دين را امرى فردى تلقى كردهاند كه معتقدان به آن ، حق دخالت دادن باورهاى دينى خود در مسائل اجتماعى و سياسى را ندارند ، امّا در اسلام چنين نظرى هرگز پذيرفته نيست ، سياست در اسلام آميخته با تمام مسائل و دستورات آن است و جدايى بين مسائل سياسى اجتماعى و اعتقادات دينى در اسلام ناب محمدى ( ص ) غير قابل تصور است .
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: قدرت اللّه بهرامى
ص٣٣