مىداند و مىفرمايد : هرگاه خداوند خير و خوشبختى بندهاش را بخواهد ، ميانهروى و حسن تدبير را به او الهام بخشيده ، در دل او القا مىكند كه از سوء تدبير و اسراف دورى گزيند . « 1 » و نيز مىفرمايد : « الِاقْتِصادُ نِصْفُ المْؤُنَةِ » « 2 » ميانه روى [ در مصرف مال ] ، نيمى از مخارج [ زندگى ] است .
عامل ميانهروى
عاقبت انديشى و آيندهنگرى و طرح و برنامهريزى ، مهمترين عامل ميانهروى و حفظ اعتدال در معيشت است كه از مجموع آنها در روايات اسلامى به « تدبير و حسن تقدير » تعبير شده است . تدبير و پيشبينى ، « نشانهء عقل » ، « نصف مؤونه » و « قوام زندگى » محسوب مىشود و انسان را از خطا و لغزش مالى و فقر در امان مىدارد ، چنان كه سوء تدبير « آفت زندگى » و « سبب از دست رفتن مال » و « كليد فقر » است . « 3 » فرد يا جامعهاى كه طرح و برنامهريزى متناسب نداشته باشد ، بناچار بر اثر طغيان سرمايهدارى و رفاه افراطى و يا بحران مالى و فقر و بدبختى در مسير سقوط قرار مىگيرد . اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : « يُسْتَدَلُّ عَلَى الادْبارر بِارْبَعٍ سُوءُ التَّدْبيرِ وَ قُبْحُ التَّبْذيرِ وَ قِلَّةُ الاعْتِبارِ وَ كَثْرَةُ الاعْتِذارِ » « 4 » چهار چيز نشانهء سقوط و سير نزولى ( فرد و جامعه ) است : سوء تدبير ( در طرح و برنامهريزى ) ريخت و پاش ( در هزينه ) تجربه نيندوختن از حوادث گذشته و زياد پوزش خواستن .