هر جا كه با هوى و هوس آنها برخورد داشت آن را تكذيب و مردود مىدانستند يعنى اين را تابع هوى قرار مىدادند نه هوى را تابع دين .
3 - اكثر مخالفتها و جبههگيرىها مقابل نهضتهاى اصلاحى به ويژه رهبرى انبيا و اولياى الهى ، هواپرستى و گرايشهاى عملى است نه بينشها و اعتقادات و باورها . يهود و بنى اسرائيل در حقانيّت انبيا و صداقت آنها ترديد نداشتند اما آنها را تحمل نمىكردند چون آنها را مخالف گرايشها و اميال خود مىيافتند .
4 - هواپرستى آنقدر خطرناك است كه انسان را به پيامبركشى و حذف فيزيكى مصلحان وامىدارد !
5 - بسيارى از هواپرستىها و ترجيح دادن خواستههاى نفسانى بر همه چيز ناشى از روحيهء استكبارى و نژادپرستى يهود است .
6 - افشا و پردهبردارى از آنچه يهود و بنى اسرائيل نسبت به انبيا انجام مىدادند در واقع يك نوع دلدارى دادن به پيامبر اكرم ( ص ) و مسلمانان است كه از مخالفت و عناد و تكذيب آنها تعجب نكرده و ناراحت نباشيد كه اينها با انبياء قبلى همچنين كردند . در برخى موارد اين مطلب را با صراحت بيان كرده و مىفرمايد :
سيماى يهود در قرآن (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: عبد اللّه حاجى صادقى
ص٩٦