شأن نزول : براى اين آيه شأن نزولهاى مختلفى نقل شده است . مشهورترين آنها اين است كه يهودىها وقتى آياتى را شنيدند كه خدا از مؤمنين مىخواهد به او قرض بدهند « 1 » ( و منظور ، قرض دادن در راه خدا و به نيازمندان است ) با استهزاء گفتند چگونه است كه خدا تنگ دست گشته و نمىتواند نيازمنديهاى بندگان و ترويج دين و احياى دعوتش را فراهم كند و از ديگران قرض مطالبه مىكند ؟ ! در جواب آنها اين آيه نازل شد . « 2 » برداشتها 1 - از قومى كه نسبتهاى نارواى زيادى به خدا داده و حتى در قصههاى خود گاهى او را مغلوب و مقهور انسانهايى مانند يعقوب و آدم معرفى مىكنند ، تعجبآور نيست كه چنين نسبت كفرآميزى را به خدا داده و او را دسته بسته و ناتوان معرفى كنند اين هم بخشى از همان تفكر محدود و مادى آنها است . 2 - گرچه اين مطلب را ( و بسيارى از مطالب ديگر را ) تنها برخى از يهوديان مىگفتند نه همهء آنها ، امّا قرآن اين را به همه يهوديان نسبت مىدهد ؛ چون اين حرف و اعتقاد مورد قبول و
سيماى يهود در قرآن (فارسى) — صفحة 51
مساهمون: عبد اللّه حاجى صادقى
ص٥١
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 245 و سورهء مزمل ، آيهء 20 .
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 6 ، ص 32 .