كردهاند كه جايى براى خدا در آن باقى نمانده است و در حقيقت به دليل اعمال ناپسند و لجاجت و خباثت باطنى خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر و بر چشمانشان پرده افكنده است « 1 » و لذا از درك واقعيتها محروماند . 4 - دلى كه حرم خدا است و مىتواند تجلىبخش انوار ملكوتى و اوجگيرى به اعلى عليين باشد و در حكم مركز فرماندهى و هدايت همه اعضاء و جوارح ديگر باشد بر اثر تعلقات بى ارزش دنيوى و لجاجت و عنادورزى آنچنان سخت و سنگ مىگردد كه صاحب آن را نمىتوان انسان و خليفه خدا ناميد و بدون ترديد او از حبوان پستتر است . « 2 » 5 - يهود نه تنها در برابر آيات و نشانههاى آشكار الهى دل نرم و انعطافپذير نداشتند بلكه در روابط با ديگر انسانها هم سخت دل و مانند حيوانى درنده و وحشى عمل كرده و مىكنند . هر كه با آنها نبود ، دشمن آنان و مستحق شديدترين برخورد و تجاوز شناخته مىشود كه علاوه بر آنچه در تاريخ از آنها مىخوانيم ، نمونهء زنده و بارز آن صهيونيسم و يهوديت حاكم بر غرب و آمريكا است كه جنايات وحشيانه و غير قابل توصيف
سيماى يهود در قرآن (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: عبد اللّه حاجى صادقى
ص١١٧
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 6 و 7 .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 179 .