برداشتها
1 - روحيهء نژادپرستى و خودستايى يهود تا آنجا پيش رفت كه نه تنها به پيامبران و انسانهاى صالح نسبت دروغ دادند بلكه حتى به خدا هم نسبت ناروا داده و دروغ مىبستند .
2 - خودستايى و عجب اگر كنترل نشود به تدريج انسان را به انحراف فكرى كشانده و سبب مىشود چيزهايى را به خدا نسبت بدهد كه واقعيت ندارد ( و يا حتى براى خدا تعيين تكليف كند كه خدا بايد ما را با ديگران متفاوت بداند و ببيند ) .
3 - براى قومى كه خود را خداباور و صاحب كتاب آسمانى مىدانند جاى بسى شگفتى است كه به خود جرأت داده و نسبتهايى را به خدا داده يا جايگاهى را براى خود در نظام آفرينش قائل باشند كه واقعيت ندارد . لذا با تعبير أنظر كيف :
« ببين چگونه » كه نشان دهنده تعجب و شگفتى است اين اقدام ناپسند را مطرح مىكند .
4 - دروغ بستن به خدا گناهى است بس عظيم كه اگر يهود هيچ گناه و انحرافى نداشتند جز همين گناه براى عذاب و مجازات آنها كافى بود ، چرا كه چه گناه و ظلمى بزرگتر از ظلمِ دروغ بستن به خدا ؟
چه كسى ستمكارتر است از كسانى كه بر خدا افتراء مىبندند ؟
آنان ( روز رستاخيز ) بر پروردگارشان عرضه مىشوند در حالى
سيماى يهود در قرآن (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: عبد اللّه حاجى صادقى
ص١١٣