سختيهاى تبعيد
وقتى به دستور عثمان ، صعصعه و ياران او از جمله مالك اشتر ، زيد و . . . به حمص تبعيد شدند ، عبدالرحمنبن خالدبن وليد كه حاكم آن شهر بود نسبت به ايشان سختگيرى فراوان نمود و همواره اين بزرگواران رامورد بدترين ناسزاها قرار مىداد و به آنان توهين مىكرد . ازجمله وقتى كه براى كارى سواره قصد رفتن جايى را داشت آنان را پياده در ركاب خود حركت مىداد .
پس ازمدتى عبدالرحمن به خيال آنكه آنان دست از مبارزه برداشتهاند ، طى نامهاى ازعثمان خواست تا آنان را عفو كند كه عثمان نيز پذيرفت و سپس آنان به كوفه برگشتند . « 1 »
در بين ناراضيان حكومت عثمان
وقتى اهل مصر با ششصد سوار به منظور اعتراض ، به مقر حكومت عثمان آمدند عدّهاى از قاريان كوفه به آنان پيوستند كه از جمله آنان كميلبن زياد ، مالك اشتر ، صعصعهبن صوحان و حجربن عدى بودند . اينها همان كسانى بودند كه به علت اعتراضات بر عثمان به شام تبعيد شده بودند . « 2 »
در زمان اميرالمؤمنين ( ع )
صعصعه از اصحاب مخلص على عليه السلام به شمار مىآيد و علت اين اخلاص معرفت او به مقام و منزلت اميرالمؤمنين ( ع ) است .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : با اميرالمؤمنين كسى نبود كه حق آن حضرت را بشناسد جز صعصعه و ياران او . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 134 .
( 2 ) . الجمل ، شيخ مفيد ، ص 68 .
( 3 ) . رجال كشى ، ص 68 .