قاتل پدر و برادر خويش را پيدا كرد ببخشد و او را نكشد . آرى اى پسر عباس ! چنين شخصيتى حكيم و داناست .
ابن عباس از او پرسيد : آيا چنين اشخاصى در بين شما زيادند ؟
جواب داد ، نه حتى كم آنان را نيز سراغ ندارم
براى تو وصف افرادى را گفتم كه ترس از پروردگار دارند و مقصد آنها رضايت اوست ، آزار مىبينند ، اما آزار آنان به كسى نمىرسد . درمقابل افرادى هم هستندكه نادانى آنها بر بردبارىشان پيشى مىگيرد و از هر راهى كه بتوانند به مقصود خود برسند باكى ندارند . حتى اگر پدر و يا برادرشان دراين راه مانع باشند ، آنها را خواهند كشت . . . .
ابن عباس به او گفت : تو هرچيزى را خوب و در حد خودش بيان مىكنى ، حال بگو بدانم سلحشور و جنگجو كيست ؟
گفت : جنگجو كسى است كه جانش در نظرش كم ارزش بوده ، و آرزوهايش را زير دندان گذاشته باشد و روز جنگ نزدش آسانتر از روز آرامش باشد . آرى چنين شخصى درزمانى كه آتش جنگ شعله ور شده ، بلاها برجانها هجوم آورده ، جنگاوران يكديگر را به مبارزه مىطلبند و براى جنگ صف كشيده خون دل يكديگر را از سينهها بيرون مىريزند و با شمشير آخته خود را به درياى مواج جنگ و ستيز مىزنند ، مرد ميدان است .
ابن عباس گفت : آفرين برتو اى پسر صوحان ! حقّا كه تو از نسل خاندانى بزرگ ، سخنور و فصيح هستى ، آنچه دارى از دودمان خود به ارث بردهاى نه از ديگران ، پس برگفتار خويش بيفزاى .
صعصعه گفت : بلى ، جنگجو كسى است كه اطراف خويش را با دقّت زير نظر داشته و از مكر دشمن بپرهيزد ، دل به جنگ بدهد و قامت خويش استوار دارد .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٩