تو حرمتت را شكستى
« جاريه » در همه صحنه هاى خونين جنگ جمل ، چه پيش از آمدن على ( ع ) و چه پس از آن دريارى امير مومنان ( ع ) حضورى فعال و تعيين كننده داشت با رشادت و دلاورى بى مانند ، از سويى زبان را به خدمت اهداف مقدس خود گرفته بود و از ديگر سوى شمشيرش قلب سپاه دشمن را مى شكافت و حماسه مىآفريد . هنوز نبرد به مراحل حساس خود نرسيده بود كه جاريه بسوى شتر عايشه به راه افتاد . نزديك شتر كه رسيد ايستاد و با فريادى رسا عايشه را مخاطب ساخته گفت : « اى مادر مؤمنان « 2 » به خدا سوگند كشته شدن عثمان بسا آسانتر از اين بود كه از خانه ات بيرون آيى و بر اين شتر ملعون سوار شوى و خود را در معرض شمشيرها قرار دهى ، همانا كه از جانب خداوند براى تو حرمت و پوششى بود . ولى تو پوشش خود را دريدى و حرمتت را شكستى ( اينك ) هر كس جنگ با تو را روا داند كشتنت را نيز روا مىداند . حال اگر به اراده و اختيار خود بسوى ما آمدهاى به خانهات باز گرد و چنانچه به اجبار آمدهاى از مردم كمك بگير . » « 3 » نصيحت هاى جاريه نتيجه اى نبخشيد و جنگ آغاز شد « احنفبن قيس » ( رئيس طايفهء بنى تميم ) چهار هزار تن از قبيله « بنى سعد » را از شركت در جنگ