كه طلحه كسانى را بربيتالمال گماشته ، وكليدهاى خزاين را در دست گرفته است ، و به نظر مىرسد كه او به خواست خدا روش پسر عمّش ابوبكر را در پيش گيرد .
ابن عباس در جواب گفت :
اى مادر ! اگر كار عثمان پايان بگيرد ، مردم به كسى جز على عليه السلام رو نمىآورند .
عايشه گفت : ابن عباس ، بس كن من دوست ندارم با تو كشمكش وجدال كنم . « 1 »
ادب ابن عباس در برابر على ( ع )
فرزندى براى عبدالله بن عباس به دنيا آمده بود ، لذا در نماز جماعت ظهر حاضر نشد .
على ( ع ) پرسيد : چه چيز سبب شده است كه ابن عباس در ميان ما نباشد ؟
گفتند : فرزند پسرى برايش متولّد شدهاست .
آن حضرت فرمود : پس برخيزيد تا نزد او برويم
هنگامى كه على عليه السلام رفت و بر او داخل شد به وى فرمود :
بخشنده را سپاس گذاردى ، وبخشيده شده به تو مبارك باد ، نامش راچه گذاشتى ؟
گفت : اى اميرمؤمنان ، چگونه ممكن است پيش از شما بر او نام بگذارم .
حضرت فرمود : او رانزد من بياور .
ابن عباس نوزاد را نزد آن بزرگوار آورد . على عليه السّلام او راگرفت و كام او را باز كرد ، ودرحقش دعا نمود . آنگاه او راباز گرداند وفرمود :
او رااز من بگير ، نامش راعلى و كنيه اش راابوالحسن نهادم . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 6 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 148 .