همان يارتوست ، به خدا سوگند اگر او زمام امور رابه دست گيرد ، هرآينه مردم رابه بزرگراه هدايت وصراط مستقيم سوق خواهد داد . « 1 »
ابن عباس و عثمان
عثمان هم ، احترام خاصى براى ابن عباس قايل بود و او را بر بسيارى از ياران رسول خدا صلى اللّه عليه وآله مقّدم مىداشت وابن عباس نيز از نصيحت او دريغ نمىكرد .
نقل شده است : وقتى عثمان خانهاش را در مدينه ساخت ، مردم او را مورد انتقاد قرار دادند ، به طورى كه به آگاهى او رسيد . عثمان ضمن خطابهاى گله مندى وشكايت خود را از مردم اعلام كرد . و از منبر فرود آمد و به خانه رفت ، عدّهاى از جملهء ابن عباس به خانهء او رفتند . وقتى همه در جايگاه هاى خود قرار گرفتند ، عثمان رو به ابن عباس كرد وگفت :
اى پسر عباس ، مرا با شما چه كار است ! چه چيز شما را برمن گستاخ و وادار به مراقبت ازاحوال من كرده است ؟ آيا خشمتان به خاطر دفاع ازتوده مردم است كه مىگوييد من حقوقشان را پايمال كردهام ، ياحقّى از شما تباه كردهام ؟ . . .
ابن عباس پس از بيان سخنانى گفت :
گفتى نمىدانى خلافت را از ماجدا كردند يا مارا ازخلافت ، قسم به جان خودم كه تو مىدانى كه اگر خلافت به ما مىرسيد ، فضيلتى بر فضائل ما نمىافزود ، و قدر ما افزون نمىگشت ، و ما صاحبان فضيلت وقدر هستيم ، و شايستگى ما ، به ديگران شايستگى بخشيده ، وپيشگامى ما ريشهء
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 326 .