اثبات حقانيت على عليهالسّلام
ابن عباس به على عليه السلام و برترى آن حضرت بر مدعيان جانشينى پيامبر صلى اللّه عليه وآله اعتقاد راسخ داشت . نمونه هاى ذيل بيانگر اين عقيدهء استوار اوست .
1 . پس از رحلت رسول خداصلى الله عليه وآله روزى يك يهودى وارد مدينه شد ، مردم او را به ابوبكر راهنمايى كردند ، مرد يهودى در برابر او ايستاد و به او گفت :
مىخواهم چيزهايى از تو بپرسم كه جز پيامبر يا جانشين راستين او پاسخ آن رانمىداند .
ابوبكر گفت : هرچه مىخواهى بپرس ،
يهودى گفت : آن چيست كه خدا ندارد ، و آن چيست كه نزد خدانيست ، و آن چيست كه خدا به آن آگاه نيست ؟
ابوبكر گفت : اى يهودى ، اينها پرسشهاى بيدينان است .
آنگاه ابوبكر و ديگر مسلمانان قصد آسيب رسانى به مرد يهودى را كردند . ابن عباس به آنان گفت : منصفانه با اين مرد برخورد نكرديد .
ابوبكر گفت : مگر آنچه را به زبان آورد نشنيدى ؟
ابن عباس گفت : اگر پاسخ او راداريد بگوييد ، وگر نه او رانزد على عليه السلام ببريد تا پاسخ او رابدهد ، زيرا من از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه درحق على عليه السلام مىگفت : خداوندا قلب او راهدايت كن ، و زبانش را استوار بدار ،
ابوبكر و حاضران برخاستند ونزد على عليه السلام رفتند . پس از حضور نزد آن حضرت : ابوبكر گفت : يا اباالحسن ، اين يهودى پرسشهاى بيدينان را نزد من آورده .