حسين عليه السلام فرمود : من در اين باره از خدا طلب خير مىكنم ، و در كار خود خواهم انديشيد . « 1 » و همچنين از ابن عباس روايت شده است كه گفت : حسين عليه السلام در بارهء خروجش از من مشورت خواست ، به اوگفتم : به خدا سوگند ، اگر بيم آن نداشتم كه مردم مرا وتورا شماتت كنند ، هرآينه دستم رادر سرت فرو مى بردم ( كنايه از اصرار او در جلوگيرى ازخروج آن حضرت است ) . حسين عليهالسّلام فرمود : به خدا سوگند ، اگر درزمينى چنين وچنان كشته شوم مرا خوشتر است از اينكه فردا با كشته شدنم در اين شهر ( مكه ) حرمت * اين سرزمين مقّدس را پايمال كنم . « 2 » چون تلاش ابن عباس براى بازداشتن امام ( ع ) از سفر به عراق بىنتيجه ماند از حضور امام حسين عليهالسّلام خارج شد درحالى كه مىگفت : بى حسين شدم ، خبر مرگ حسين را از من بشنويد . « 3 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحه 123
پدیدآورندگان: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص۱۲۳
عبدالله بن زبير تنها كسى بود كه قلباً از خروج حسين عليهالسّلام از حجاز خوشحال بود هرچند او اين احساس را به زبان نمىآورد و مانند ديگران آن حضرت را از سفر به عراق باز مىداشت ، ولى درعين حال ، وجود حسين عليه
پاورقی
( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 37 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 383 .
* . آن حضرت دراين كلام به اشاره به ابن زبير كه توسط بنى اميه در مسجد الحرام كشته شد هنگامى كه خانهء كعبه را با منجنيق هدف قرار داده و حرمت خانه كعبه را شكستند .
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 147 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 162 .