تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

شهادت اشتر

دربارهء كيفيت وفات اشتر ميان تاريخ نويسان اختلاف نظر وجود دارد . گروهى بر اين عقيده هستند كه او به مرگ طبيعى از دنيا رفت ولى بيشتر مورخان معتقدند كه او را زهر خورانيده و به شهادت رسانده‌اند . ميان اين دسته مورخان نيز در جزئيات شهادت اشتر اختلاف است و خلاصهء آن اين است كه : پس از آنكه اميرمؤمنان على عليه السلام او را به استاندارى مصر منصوب كرد ، معاويه همهء توان و نيرنگ خود را كار گرفت تا از رسيدن اشتر به مصر جلوگيرى كند ، او توسط عوامل مزدورش زهرى در عسل آميخت و با حيله به خورد اشتر داد . اشتر پس از آنكه عسل مسموم را نوشيد و از دنيا رخت بربست و به سراى آخرت شتافت و امير مؤمنان على ( ع ) را در غم شهادت خود داغدار ساخت . اين مصيبت بزرگ در سال 38 هجرى اتفاق افتاد .

دلها مىگدازد

ابراهيم بن مالك اشتر گويد : وقتى گزارش شهادت پدرم به على ( ع ) رسيد ، بشدّت غمناك شد و گفت : « انا لله و انا اليه راجعون و الحمد لله رب العالمين » خدايا ، من از اين مصيبت بزرگ به تو پناه مىبرم كه شهادت او از مصايب روزگار است . سپس فرمود : خدا مالك را رحمت كند كه به عهد خود وفا كرد و زندگى را وداع گفت و به ديدار خدا شتافت . با اين كه ما بر آن بوديم كه پس از مصيبت فقدان پيامبر صلىالله عليه و آله همهء مصيبتها را سبك بگيريم ، با وجود اين ، مصيبت اشتر از بزرگترين مصيبتهاست . همچنين ابراهيم از گروهى از مردان قبيلهء نخع نقل كرده است كه گفتند : پس از آنكه خبر شهادت اشتر به على عليه السلام رسيد ، ما به ديدار آن حضرت رفتيم . ديديم آن بزرگوار آه از دل برمىآورد و بر مرگ اشتر تأسف مىخورد و چنين مىگفت : كسى مانند مالك نبود ، هنوز مردم حقيقت مالك را نشناخته‌اند ، كوه در سوگ مالك مىگدازد و اگر ماتم او سنگ بود هر آينه از سخت‌ترين سنگها مىشد .