تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
جنگ بين سپاهيان اسلام و روم گرديد . جنگ سختى بين دو جبهه اسلام و كفر در گرفت . جعفر بن ابيطالب و زيد بن حارثه يكى پس از ديگرى وارد ميدان شدند و با روحيه بسيار قوى و غير قابل توصيفى مردانه مقاومت نمودند به فوزعظيم شهادت نايل گشتند . پس از شهادت آن دو فرمانده شجاع نوبت به عبداللّه بن رواحه رسيد . پرچم رابه دست گرفت و سوار بر اسب خود به سمت دشمن هجوم برد . در همين اثناءاين اشعار را گفت :
« أَقْسَمْتُ يانَفْسُ لَتَنْزِلَنَّهُ * لَتَنْزِلَنَّ أَوْ لَتُكْرِهُنَّهُ إِنْ أَجْلَبَ النَّاسُ وَ شَدُّوا الرَّنَّهُ * مالى أَراكِ تَكْرَهينَ الْجَنَّةُ »
و نيز گفت :
« يانَفْسُ إِلَّا تُقْتَلى تَمُوتى * هذاحِمامُ الْمَوْتِ قَدْ صَليتِ إِنْ تَفْعَلى فِعْلَهُما هُديتِ * وَ إِنْ تَأَخَرْتِ فَقَدْ شَقيتِ » « 1 »
اى نفس سوگند مى خورم كه در صحنهء نبرد و كارزار قرار خواهى گرفت ، چه ميل و رغبت به آن داشته باشى و چه از آن ناراحت شوى اگر چه مردم صداى خود را بلند كنند و صداى طنين انداز خود را با گريه معلوم كنند ، چرا از بهشت ( گريزان هستى ) و آن را خوشايند نمى دانى . اى نفس اگر در راه خدا به شهادت نرسى ، يقيناً مرگ به سراغ تو خواهد آمد . اين قاصد مرگ است كه ندا مىدهد . اگر راه آن دو ( زيد و جعفر ) را ادامه دهى هدايت مى شوى و اگر در اين مسير تأخير نمايى ، قرين شقاوت و بدبختى خواهى بود
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 379 ، با اندك تغيير و اسد الغابه ، ج 3 ، ص 158 .