سردار ديگر اسلام ، زيد بن حارثه ، پرچم را برداشت و فرماندهى را به عهده گرفت و او هم تا مرز شهادت جنگيد . فرماندهء سوّم يعنى « عبداللّه رواحه » پرچمدار شد و سورا بر اسب ، اشعار حماسى خود را بيان كرد و در گرما گرم جنگ و درگيرى شديد و هجوم سيل آساى دشمن ، عبداللّه هم پس از فداكاريهاى بى نظير به شهادت رسيد . هر سه فرماندهء شهيد ( جعفر ، زيد ، عبدالله ) در يك قبر ، به خاك سپرده شدند . « 1 »
خبر شهادت
روزنبرد موته پيامبر ( ص ) بر منبر نشست . فاصلهء ميان ايشان و شام برداشته شد و در حالى كه به ميدان جنگ مى نگريست فرمود :
« هم اكنون پرچم را جعفر بن ابيطالب گرفت ، شيطان پيش او آمد تا اورا به زندگى آزمند سازد و مرگ را در نظرش ناخوشايند كند ولى جعفر گفت : اكنون هنگامى است كه بايد ايمان در دل مؤمنان استوار گردد ، و تو آمده اى تا دنيا را در نظرم بيارائى ؟ ( همچنان پيش رفت تاشهيد شد ) پيامبر بر او درود فرستاد و دعا كرد و به مسلمانان گفت : براى برادرتان استغفار كنيد كه او شهيد گرديد و وارد بهشت شد و با دو بال او ياقوت در هر كجاى بهشت كه مى خواهد پرواز مىكند . آنگاه خبر شهادت زيد و عبداللّه بن رواحه را نيز داد . » « 2 »
پيامبر ( ص ) در سوگ جعفر
شهادت جعفر ، پسر عموى پيامبر ، آن حضرت را سخت داغدار نمود به طورى كه عايشه مى گويد :
« چون خبر شهادت جعفر رسيد در چهرهء رسول خدا آثار اندوه را ديدم . « 3 »
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 119 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 762 .
( 3 ) . مغازى ، واقدى ، ج 2 ، ص 765 .