د ) زنان معترض
1 - امّ عبداللَّه امّ عبداللَّه ، دختر حرّ بدىّ كندى و همسر مالك بن نُسَير از سپاهيان سنگدل ابن زياد است . مالك پس از عاشورا به طمع دستيابى به كلاه امام حسين ( ع ) آن را به منزل برد تا همسرش آن را بشويد ، ولى امّ عبداللَّه در مقابل اين بىحرمتى به او گفت : « از اينجا بيرون شو ! به خدا قسم تا ابد نبايد وارد خانهام شوى ! » « 2 » 2 - صفيه بنت عبداللَّه صفيه دختر عبداللَّه بن عفيف و از زنان مؤمن دوستداران امام حسين ( ع ) است . چون سربازان عبيداللَّه مىخواستند ابن عفيف را به علّت حمايت از سيّدالشهدا ( ع ) دستگير كنند ، صفيه نقش حمايتى خود را از قيام عاشورا را آغاز كرد و شمشير را به پدر نابيناى خود سپرد تا از خويش دفاع كند . او هنگام مبارزهء پدر ، يارىاش مىكرد . سرانجام ابن عفيف و صفيّه را دستگير كرده ، به قصر عبيداللَّه بردند . « 3 » 3 - زنى از قبيلهء بكرين وائل او در كربلا همراه شوهرش در سپاه يزيد بود و تا عصر عاشورا ديدهء بصيرت نداشت . امّا چون غارت بىشرمانهء خيمهها را ديد ، شمشير به دست گرفت و فرياد كشيد : « اى فرزندان بكرين وائل ! اينان خيمههاى دختران رسول خدا را تاراج مىكنند . . . . به