يا على اگر امّت من روزه بگيرند به قدرى كه مثل كمانها خميده شوند و نماز بخوانند بقدرى كه مثل ميخها خشك و بىحركت گردند و تو را دشمن بدارند خداوند آنها را به رو در آتش اندازد ! « 1 » گنجى شافعى از خطيب بغدادى در تاريخ از على ( ع ) روايت دارد كه پيغمبر ( ص ) فرمود : درختى است كه من ريشه و اصل آن ، و على فرع آن ، و حسن و حسين ثمره و ميوه آن ، و شيعه برگ آن هستند : پس آيا بيرون مىشود از پاكيزه و طيّب غير از طيّب و پاكيزه يعنى : فرع و ميوه و برگ درخت پاك هم پاك مىباشند . و نظير اين حديث را نيز از ابى امامه باهلى روايت كرده است . « 2 » و اخبار به اين مضمون زياده بر اينها است و شاعر عرب مضمون آنها را چنين به نظم در آورده است .
يا حَبَّذا دَوْحَةٌ فِى الْخُلْدِ نابِتَةً * ما مِثْلَها نَبَتْ فِى الْخُلْدِمِنْ شَجَرٍ
الْمُصْطَفى اصْلُها و الْفَرْعُ فاطِمَةُ * ثُمَّ الْلِّقاحُ عَلِىٌّ سَيّدُ البَشَرِ
وَ الْهاشِمِيَّانِ سِبْطاهُ لَها ثَمَرٌ * وَ الشّيعَةُ الْوَرَقُ الْمُلْتَفُّ بِاْلَّثمَرِ
انَا بِحُبِّهِمْ ارْجُو النَّجاةَ غَداً * وَ الْفَوزَ فِى زُمْرَةٍ مِنْ افْضَلِ الزُّمَرِ
هذا هُوَ الْخَبَرُ الْمَاثُورُ جاءَ بِهِ * اهْلُ الرِّوايَةِ فِى الْعالى مِنَ الْاثَرِ
18 - وديعه پيغمبر ( ص )
شبراوى و سبط ابن الجوزى نقل كردهاند كه وقتى زيد بن ارقم به ابن زياد اعتراض كرد و گفت : من در زمانى طولانى مىديدم پيغمبر ( ص ) ميان اين دو لب را مىبوسيد ، زيد گريست ، و ابن زياد با او درشتى كرد ، و او را به كشتن تهديد نمود و گفت : اگر پير خرفى نبودى گردنت را مىزدم .
زيد از مجلس ابن زياد برخاست ، و مىگفت : مردم شما از اين پس بندگانيد ( يعنى بايد غلام و بنده بنى اميه و كار گزاران آنها باشيد ) پسر فاطمه ( س ) را كشتيد و پسر مرجانه را
هامش
( 1 ) . فرائد السمطين ، ص 39 ؛ مقتل خوارزمى ، ص 108 ، ف 6 ؛ ينابيع المودة ، ص 91 .
( 2 ) . كفايه الطالب ، ص 98 و 178 .