حمزه و جعفر
همانگونه كه در فصلهاى نخست يادآور شديم ، در يكى از سالهاى سخت و خشكسالى ، رسول خدا صلىالله عليهوآله به عموهايش حمزه و عباس پيشنهاد كرد كه هر يك ازآنان يكى از فرزندان ابوطالب را از وى گرفته ، نزد خود نگاه دارند تا در آن روزگار تنگدستى و سختى بارى از دوش ابوطالب برداشته شود . بدين ترتيب پيامبر صلىالله عليهوآله على عليهالسّلام را برگزيد وعباس عقيل را به خانه برد ، و حمزه جعفر را انتخاب كرد . آنچه مسلّم به نظر مىرسد اينست كه اين گزينشها بدون مقدمه و تصادفى نبوده است ، بلكه همگونى و همسانى عميقى ميان هر يك از انتخاب كننده و انتخاب شونده وجود داشته است . على عليهالسّلام آئينهء تمام نماى رسول خدا صلىالله عليهوآله بود ، همانگونه كه جعفر جلوه تابناك حمزه به شمار مىرفت به گونهاى كه تاريخ هميشه نام جعفر را در كنار نام حمزه به ثبت رسانده است . و هر كجا امامان معصوم عليهمالسلام ازدليرى و رشادت حمزه ذكرى به ميان مىآوردند ، بلافاصله از جعفر و همسانى او با حمزه ياد مىكردند . آنچه اين دو شهيد والامقام را به يكديگر پيوند مىداد - گذشته از رابطهء خويشاوندى - خصلتهاى برجسته ومتعالى آن دو بزرگوار بود . جعفر در بزرگمنشى وسلحشورى و شجاعت و ستم ناپذيرى وصراحت و . . . سنگ تمام عيار حمزه به شمار مىرفت . علامه مجلسى رحمهالله در شأن نزول آيهء « برخى از مؤمنان مردانى هستند كه به عهد و پيمانى كه با خدا بستند وفا كردند ، برخى در راه خدا شهيد شدند . . . » « 1 » گويد : كه مصداق اين آيهء شريفه حمزه و جعفرند . « 2 »