گستردهترى يافت . وپيمانهاى دفاعى موجود ، درجهت هرچه تنگتر كردن حلقهء محاصره عليه اين غنچهء نوشكفته به كار افتاد . اينجابود كه دشمن خطر راجدى احساس مىكرد ، وهمهء امتيازات نامشروع خود را يكجادرمعرض نابودى مىديد .
از سوى ديگر اسلام نمىتوانست جنايات هولناك دشمن را به فراموشى بسپارد ، و خود را در محدودهء مدينه زندانى كند ، وازپويش انقلابى خود دست بردارد ، و فرياد دادخواهى شيفتگان حريت وعدالت وفضيلت را بشنود ، وستمهاى مستكبران بر مستضعفان را ببيند وتباهى وگمراهى انسانها راشاهد باشد وواكنشى مناسب از خود نشان ندهد ؛ كه دراين صورت ديگر اسلامى باقى نخواهد ماند .
چراكه جوهر اسلام ، دفاع از حق ومبارزه باباطل و ستم است .
باهمه مشكلات مالى توانفرساى حكومت نوبنياد اسلامى ، پيامبرصلى اللّه عليه وآله از روزهاى نخست ، مسائل دفاعى راسرلوحهء برنامههاى خود قرار داد ، و براى رويارويى با دشمنان اسلام توان رزمى خود رابه نمايش گذاشت .
پس از گذشت هفتماه از پيروزى انقلاب يعنى از مبدءهجرت ، نخستين رويارويى نظامى نيروهاى اسلام با دشمن به وقوع پيوست ، وفرمانده عملياتى اين گروه رزمى ، حضرت حمزهء سيدالشهداء بود .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٣٧