به همين جهت وقتى « عبيدالله بن زياد » به منزل « هانى بن عروه » آمد ، در عين حالى كه « شريك ابن الاعْور » اصرار داشت كه مسلم ناگهان از پشت پرده بيرون آيد و غفلتاً او را از پاى درآورد ، چنين كارى را انجام نداد . وقتى از او سؤال كردند چرا آن طغيانگر را نكشتى ؟ پاسخ داد : اوّلًا هانى بن عروه كه صاحب خانه بود رضايت نداشت در خانهاش ابن زياد كشته شود . ثانياً پيامبر ( ص ) فرمود : مؤمن بهطور ناگهانى كسى را نمىكشد . « 1 » شجاعت و قوّت قلب حضرت مسلم ( ع ) از شجاعت بسيار بالايى برخوردار بود . لذا به تنهايى عازم كوفه گشت و مسير پرمخاطره مكّه تا كوفه را با صلابت طى كرد . آنگاه كه دژخيمان ابن زياد براى دستگيرى او به منزل « طوعه » حمله كردند . او به تنهايى با خيل دشمن به نبرد پرداخت و بسيارى از آنان را به درك و اصل كرد . « 2 » « مسعودى » مىنويسد : مسلم در حالى كه شمشيرش را از غلاف كشيده بود و مىجنگيد اين رجز را مىخواند :
« شيخ مفيد » ( ره ) پس از نقل جريان فوق مىنويسد : مسلم از زيادى كارزار و سنگهاى بسيارى كه بر بدنش وارد آمده بود ، از جنگ درمانده شده و از كار افتاد و پشت به ديوار خانه « طوعه » داد . ابن اشعث با استفاده از نيرنگ و فريب او را دستگير نمود و به دارالاماره برد . « 4 » مسلم شجاعانه از آرمانش دفاع كرد و در روز عرفه در غربت و به شكل فجيعى به دست ابن زياد به شهادت رسيد ؛ درود و رضوان الهى بر او و بر مولايش اباعبدالله الحسين ( ع ) .