باطلى ! همّتم بالاتر از اين است كه از ترس مرگ ، ظلم را تحمّل كنم . مرا بكشيد ، مرحبا به مرگ در راه خدا ، ولى شما با كشتنم نمىتوانيد شكوه و عزّت و شرف مرا از بين ببريد . چه هراسى از مرگ ؟ « 1 » همچنين فرمود :
« ابن ابى الحديد » در اين باره مىنويسد : سرور آزادگان و غيرتمندان كه به مردم جوانمردى آموختند و مرگ در زير سايه شمشيرها را بر زندگى ننگين برگزيدند ، حسين ابن على ابن ابىطالب ( ع ) بود كه بر وى و يارانشاماننامه آوردند امّا آنان از پذيرش ذلّت سرباز زدند . « 3 » « شهيد مطهّرى » در اين باره مىنويسد : اين خصوصيات در ميان همه شهداء كربلا بوده كه « آثَرُوا الْمَوتَ » يعنى اختياراً مردن را بر زندگى ننگآور ترجيح دادند . . . همه آنها با آنكه راهى براى نجات داشتند ، منتها با عدم قبول ذلّت و بىايمانى ، طريق ايمان و فدا و ايثار و تعظيم حقّ را ترجيح دادند . « 4 » وجود چنين روحيهاى در امام حسين ( ع ) و اصحابش چنان كه در پيدايش حادثه عاشورا نقشآفرين بوده برآيند و تأثير آن در جهان اسلام و بهطور كلّى در آزادگان و احرار جهان قابل توجّه بوده است . حادثهء عاشورا به مردمى كه اسير ظلم و بيداد بنىاميّه بودند جرأت داد از عزّت و شرف خود دفاع كنند و از مرگ نهراسند . گواه اين سخن ، نهضتهاى متعددى است كه پس از حادثه عاشورا يكى پس از ديگرى در جهان اسلام به وقوع پيوسته است .