بودند عمل مىكردند . اين خصوصيت است كه آنها را صددرصد در رديف مردم بىاصول و منفعتپرست قرار مىدهد . « 1 » مخالفان امام حسين ( ع ) كاملًا به اين مطلب واقف بودند . بهعنوان مثال مردم به « سنان بن انس » گفتند : حسين بن على ، پسر فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) و بزرگ و سرور عرب را كشتى ، . . . اينك نزد اميرانت برو و پاداش خويش را از ايشان طلب كن . اگر براى كشتن حسين همه بيتالمال را به تو بدهند باز كم است . او در مقابل خيمه عمر بن سعد ايستاد و با صداى بلند گفت :
عمربنسعد نيز از آنجا كه به مقام والاى امام ( ع ) باور داشت ، بهراحتى وجدانش قبول نمىكرد چنين وظيفه خطرناكى را عهدهدار شود . تنها پس از كشمكشهاى فراوان با خودش بود كه به خاطر منفعت پرستى و فرومايگى اخلاقى به اين جنايت هولناك دست زد . « 3 » در اين باره ، قضيهء برخورد امام حسين ( ع ) با سپاه « حرّ » نيز قابل توجّه است . نكته نخست اينكه حرّ و سپاهش حاضر نشدند نماز را جداگانه اقامه كنند و فرمايش حضرت ( ع ) كه به حرّ فرمود : من با اصحاب خود نماز مىخوانم تو نيز با سپاه خودت نماز بگزار ؛ قبول نكردند . و همه آنها به امام حسين ( ع ) اقتداء نمودند . نكته دوم اينكه وقتى حرّ پس از احتجاجات امام حسين ( ع ) گفت : ما از آن اشخاصى كه نامه نوشتهاند نيستيم و مأموريت ما اين است كه هر كجا با شما برخورد كرديم شما را نزد « ابن زياد » ببريم . حضرت به او فرمود :