حاكميت اولياء خدا
حكومت در عصر جاهلى ، بهمعناى استثمار و استعباد ديگران بود . اسلام آن را متحول كرد و وسيلهاى براى خدمت به مردم و ايجاد عدالت و امنيّت اجتماعى قرار داد . انقلاب توحيدى اسلام ، حاكميت غاصبانه اربابان ستمگر را نفى نمود . و شايستهترين بندگان خدا يعنى پيامبران و جانشينان آنان را براى اين امر خطير معرّفى كرد : « يا ايُّها الَّذينَ امَنُوا اطيعُوا اللَّهَ وَ اطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِى الْامْرِ مِنكُمْ » « 1 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! اطاعت كنيد خدا را ، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالامر [ : اوصياى پيامبر ] را . و حكومت و رهبرى را امانت الهى دانست و فرمود : « انَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ انْ تُؤَدُّو الْاماناتِ الى اهلِها وَ اذا حَكَمْتُمْ بَينَ النَّاسِ انْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » « 2 » خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها [ حكومتها ] را به صاحبانش بدهيد ؛ و هنگامى كه ميان مردم داورى مىكنيد ، به عدالت داورى كنيد . على عليه السلام تربيت شده مكتب وحى و رسالت درباره حكومت فرمود : « مبادا گمان كنى حكومتى كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه به چنگ افتاده است ؛ خير ! امانتى است كه بر گردنت گذاشته شده است » . « 3 » و درباره رابطه متقابل مردم و رهبرى فرمود :