قرار گرفته است ، اعمّ از وقوف به عرفات و مشعر و طواف و سعى و رمى و ذبح و نظائر آن .
و از اين باب است روايتى كه وارد است كه جبرئيل خدمت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رسيد و عرض كرد : به امّت خود امر كن كه صداهاى خود را به تلبيه بلند كنند ، زيرا تلبيه از جمله شعائر حجّ است !
و زجّاج نيز همين معنى را در مورد مناسك و شعائر حجّ قصد نموده است . »
تفسير لغت « شعار » در « لغت نامه دهخدا »
در « لغت نامه دهخدا » گويد :
شعار : نشان و علامت . نشانه گروهى از مردم كه بوسيلهء آن يكديگر را شناسند . نشان و علامت سلطان يا امير ، يا خرقهاى چون عَلَم سياه يا سفيد ، و يا كلمهها كه طريقه و آئين او را نمودار سازد .
عربهاى زمان جاهليّت در ميدان كارزار شعارهائى مىدادند كه مناسب با اوضاع روز بود ؛ مثلًا در جنگ احد سپاهيان مخالف اسلام بنام دو بت خود عُزّى و هُبَل فرياد مىزدند ، و قبيلهء تنوخ در حيره يا آلَ عبادِ الله مىگفتند .
پيغمبر اكرم شعار مهاجرين را يا بنىعبدالله ، و شعار اوس و خزرج ( انصار ) را يا بنىعبدالله و يا بنىعبيدالله قرار داد ؛ و سپاهيان اسلام را خليل الله [ 1 ] مىخواندند ، و بعداً نيز به مقتضيات روز شعارهائى ساخته به كار مىبردند . . .
هامش
[ 1 ] - در « لغت نامه دهخدا » اين چنين آمده است ، ولى گويا : يا خيل الله صحيح باشد .