خود را برهاند همان سعيش موجب ازدياد گرفتارى و شدّت رنج و عنا و بستگى بيشترى در كار او مىشود ، آه و نالهاش بالا مىرود و نمىداند كه اشتباه كارش چه بوده و راه چارهاش چيست . مىخواهد از همان اسباب و طرقى كه او را در گير انداختهاند استمداد كند ، غافل از آنكه استمداد از آنها گير در گير و گره به روى گره خواهد شد .
در اين حال كه از همهء اسباب مأيوس شد خود را در دامان امر غيبى و نيروى الهى مىاندازد و در شدّت اضطرار از دل خود مىيابد كه مشكلگشا ديگرى است ؛ اوست كه اين دستگاهها را به حركت در مىآورد ، اوست كه اين اسبابها را مىچرخاند ، اوست كه به مخلوقات اراده و علم مىدهد ، اوست كه در اين امور اثر مىگذارد ، و بالأخره مىداند كه تمام اين عوالم منتهى به اوست ، و يك دست قدرت و علم و حيات در عالم مؤثّر است و بس ! در اين حال در هر مشكل به او پناه مىبرد ، حوائج خود را از او طلب مىكند ، در سرّاء و ضرّاء از او مدد مىجويد ، و بطور كلّى در وقتى كه چشم حقيقت بين او باز شود و امور را آنطور كه هست ملاحظه كند نمىتواند غير از اين ببيند ؛ در تمام امور و حوادث وجههء خود را به او مىاندازد و چشم دل را به او مىدوزد و از او طلب رحمت و خير مىكند .
اسلام دين حقيقت بين است و دستوراتش بر اساس حقيقت استوار است
اسلام كه دين واقع بين است و تمام دستورات و قوانينش بر اساس حقيقت استوار است ، در تمام امور و حوادث واقعه مردم را سوق به خدا مىدهد و از اسباب قطع مىكند ؛ لذا در دستوراتش ملاحظه مىشود كه يكباره مىخواهد مردم را از ما سوى الله بريده و به خدا متّصل كند .
آيات قرآن همه توحيد و بر اساس وحدت است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ