لذا رو بستارگان ميرفتند و از اين جهة راه مىيافتند و چرا نبود ترس آن دو نفر روز كدو كه مراد غزوه دومة الجندل است كه در آن روز اشك ريزان بود و مرگ درخشان بود و شمشيرها از غلاف كنده شده بود - آنگاه حضرتش شمرد وقايع زمان پيغمبر را به تمامى به همين ترتيب و آنان را محكوم كرد و فرمود اين دو نفر در آن هنگامهها بر اسلام و دين نميترسيدند و بىتفاوت بودند و با مخالفين و تماشاچيان كنارهگير بودند
پس چگونه جلو افتادند روز سقيفه و بر اسلام ترسيدند در صورتى كه پايمال كردند اسلام را بشمشير اسلام و حال آنكه اسلام بجاى خود بر قرار بود و دشمنانش از بين رفته بودند سپس فرمود چيست اين سختىهاى تاريك و شدائد عظيمى كه از قريش بما وارد شد منم آن كسى كه در اين جنگها و ميدانها و كردارها بودم اى گروه مهاجر و انصار من در
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٦٤