فردا تمامى سرهاى خود را بتراشيد و در احجار زيت كه نام محلى است در خارج مدينه حاضر شويد چون حضرت سر مبارك تراشيده به محل حاضر شد غير ابو ذر و مقداد و حذيفه و عمار و سلمان كسى نيامد .
فرمود خداوندا قوم من مرا ضعيف شمردند چنان كه بنى اسرائيل هارون برادر و وصى موسى را ضعيف شمردند خداوندا تو ميدانى آنچه را ما پنهان كرده و اعلان ميداريم و مخفى نيست چيزى بر تو نه در آسمانها و نه در زمين مرا مسلمان بميران و بصالحين ملحق فرما آگاه باشيد قسم به كعبه و كسانى كه بسوى او كوچ ميكنند و قسم بمزدلفه و سريع روندگان به رمى جمرات اگر نمىبود پيمانى را كه با پيامبر امى داشتم هر آينه مخالفين را وارد ميكردم بدرياى مرگ و روانه ميكردم بر ايشان صاعقههاى مرگ را و به زودى خواهند دانست .
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٤٩