سپس اشك بر ديدهگان مباركش جارى شد و فرمود واى بر تو اى بصره
از آن سپاهى كه نه غبارى براى آنهاست و نه صدائى ( مجلسى عليه الرحمة گويد اشاره بخروج صاحب الزنج است كه در سال دويست و پنجاه هجرى خروج كرد و ادعاى سلطنت و امامت كرد و در آن نواحى فتنهها به پا نمود از قتل و غارت و فساد فسق و فجور چنانچه در تواريخ مسطور است و هر كه خواهد بايد بدان مراجعه كند ) سپس منذر عرض كرد يا امير المؤمنين چه خواهد رسيد از اين مردم و معنى ويح و ويل چيست حضرت فرمودند ويح و ويل دو باب است ويح باب رحمت و ويل باب عذابست اى پسر جارود بلى فتنههاى بزرگ پى در پى بر ايشان وارد خواهد شد چنان كه بعضى ديگر را بكشند و فتنهاى به پا شود كه از آن فتنه خانهها خراب شود و قريهها ويران گردد اموال غارت شود
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٤٢٢