است
و جوشيد از چشمهاى كه آميخته است به حيض و گوشت و خون بسته و دفع شده است بزيادتى خون حيض و ساير مدفوعات و مشاركت با مرضها و پيوستن بدردها كه هيچ توانائى بكارى نداشته و علت و مرضى را نتواند از خود دفع كند و تركيب و بناى او ضعيف بوده چه رسد او را كه فرو رود در فهم قدرت و توانائى تو و داخل شود در خواست و اراده تو و تفتيش و بررسى كند خيرى را كه غير از تو نميداند ( حاصل فرمايش حضرت اشاره بكمال ضعف و ناچيزى بشر است كه مراحل پيدايشش چنين پست و موهون است چگونه خواهد بعظمت و جلال و قدرت و حكمت و عزت تو تعقل كند ) سپس فرمايد پاك و منزهى كدام چشم است كه بايستد در برابر جلال و عظمت تو و بالا رود بسوى درخشندگى قدرت و توانائى تو و كدام فهم است كه كمتر از اين را بفهمد مگر ديدهگانى
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 400
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٤٠٠